برای کدام دردت بگریم؟

یک هفته گذشت. یک هفته ای که من ، معنی داغ و سوز و گریه را با تمام وجودم حس کردم. یک هفته است که اشک چشم من خشک نمی شود و لب هایم برای خنده به زور باز می شوند. یک هفته است که مظلومیت برایم معما شده است.

هنوز یک ماه نشده بود که در  درگذشت ناگهانی و ناباورانه ی عزیزی غمگین بودیم و داغ دوری و فراغش سینه ی ما را می فشرد. عزیزی که صحیح و سالم صبح برای نماز بیدار شد. بعد از نماز مختصر صبحانه ای خورد و موتورش را سوار شد و رفت سر کارش . یک ساعتی از رفتنش گذشته بود که آمد در خانه را زد و مقداری پول به خانمش داد و رفت. نیم ساعت بعد زنگ زدند فلانی بر اثر سکته از دنیا رفته است. انسان نازنینی بود . به درد همه می خورد. در این روزگار غریب، به همه سر زدن و خبر  همه را گرفتنش هرگز ترک نمی شد، کافی بود بهش بگویی فلان کار را دارم. با کمال میل و با تمام وجود کارت را انجام می داد. خدا رحمتش کند . «حسین» بود و در ماه عزای حسین ع  از دنیا رفت.

هنوز داغش را با تمام وجود در دل احساس می کردم که خبر سنگین تر و غم انگیز تری تمام وجودم را لرزاند. امیر زنگ زد، صدایش می لرزید، فهمیدم خبر ناگواری دارد، گفتم امیر چی شده؟ فقط یک جمله ی کوتاه گفت: حاجی بدبخت شدیم.... و قطع کرد.

زنگ زدم به حسین، گفت: محمد تقی سوخته.... حالش خیلی بده.... بدنم می لرزید... قلبم به شدت می زد و توان بلند شدن نداشتم...

ادامه نوشته

اصلا حسین جنس غمش فرق می‌کند


اربعین سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدا... الحسین ع و یاران با وفایش بر همگان تسلیت و تعزیت باد.
اصلاً حسين جنس غمش فرق مي کند
اين راه عشق پيچ و خمش فرق مي کند
 
اينجا گدا هميشه طلبکار مي شود
اينجا که آمدي کرمش فرق مي کند
 
شاعر شدم براي سرودن برايشان
اين خانواده، محتشمش فرق مي کند
 
“صد مرده زنده مي شود از ذکر يا حسين”
عيساي خانواده دمش فرق مي کند
 
از نوع ويژگي دعا زير قبه اش
معلوم مي شود حرمش فرق مي کند
 
تنها نه اينکه جنس غمش جنس ماتمش
حتي سياهي علمش فرق مي کند
 
با پاي نيزه روي زمين راه ميرود
خورشيد کاروان قدمش فرق مي کند
 
من از "حسينُ منّي" پيغمبر خدا
فهميده ام حسين همش فرق مي کند 
شاعر: علي زمانيان