خواهرم....همدم دردهای همیشگی
همدم دردهای همیشگی
-----------------------------------------
آشفته در احساسی مبهم
آمیخته با یک نسل دلهره
و چشمانی که کورسوی عشق
هنوز در آن نفس می کشد
******
همبستر اوهام همیشگی
داغ و نمناک
چشمه های امیدوار به صبح
درد و درد و درد
پایمرد و مرد
و یک عمر همیشه در نبرد
******
آسمان رؤیاهایش
پیچیده در کسوفی دائم
و دشتهای وسیع افق های دور
نشسته در خاکستر سرد
بی روح... تنگ ..... صبور....
******
یک مرگ مستمر
چاشنی سفره ی خالی اش
همراه و همقطار
آی .... زمانه ، بایست....
سهم حضور او چیست؟
شرم، درد ، داغ ، انتظار...
*******
معنی عشق...
معمای چهار فصل سال عمرم بود
و معنی عشق ساده بود...
چشمان به غم نشسته اش...
دستان پینه بسته اش
و قلب پاک و زلال و ناب و
شکسته اش.....
*******
من تمام قد....
به نام تو ....
قیام می بندم...
الله اکبر........
