نقش بهمن در جنگ رستم و اسفنديار
بهمن خبر رفتن اسفندیار به سوی زابل و آوردن رستم را به مادرش کتایون می دهد.
کتایون چو بشنید شد پر ز خشم بپیش پسر شد پر از آب چشم
چنین گفت با فرّخ اسفندیار که ای از کیان جهان یادگار
ز بهمن شنیدم که از گلستان همی رفت خواهی بزابلستان150-152(743)
عزم اسفندیار برای رفتن به سیستان جزم می شود و خواهش و لابه ی مادر هم کارگر نمی افتد.کاروان به راه می افتد. بر سر دو راهی دژگنبدان و زاول ، شتر پیشآهنگ می خوابد و هر کاری می کنند ، از جای بر نمی خیزد. اسفندیار این عمل شتر را به فال بد می گیرد و دستور کشتن آن را می دهد و سر شتر بریده می شود.